الشيخ أبو الفتوح الرازي
110
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
موسى - عليه السّلام - قصد كشتن او نكرد ، انّما قصد او دفع بود ، و هر قصدى ( 1 ) كه در ميانه رود [ 177 - ر ] در وقت مدافعت بر ظالم باشد ، بر دافع نباشد ( 2 ) . چون مرد كشته شد ، موسى - عليه السّلام - بترسيد و پشيمان شد و گفت : * ( هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ ) * ، يعنى كشتن اين قبطى بى قصد و اختيار من از عمل شيطان بود ، يعنى به اغراء و اغواى او بود . و گفتند : * ( هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ ) * ، يعنى مقتول قبطى از ( 3 ) عمل شيطان بود ، يعنى از عمل او ( 4 ) . آنگه او را در زير ريگ پنهان كرد و برفت . * ( إِنَّه عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِينٌ ) * ، كه شيطان دشمنى است اضلال كننده ( 5 ) آشكارا . آنگه بر سبيل رجوع و خضوع و انقطاع با خداى تعالى گفت : * ( رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي ) * ، بار خدايا ! من بر خود ستم كردم به اين كه كردم . و وجوهى كه گفتيم در قصّهء آدم في قوله : رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا ( 6 ) . . . ، اين جا مطَّرد باشد ، يك وجه اين كه گفتيم كه : بر سبيل انقطاع بود ، و وجهى ديگر آن كه : ظلم نقصان باشد در لغت ، يعنى نقصان حظَّ خود كردم از ثواب به تعجيل قتل قبطى پيش از وقت . و گفتند : نه ممتنع باشد ، كه خداى تعالى اعلام كرده بود موسى را كه او مستحقّ كشتن است جز كه او را مندوب كرده بود ( 7 ) در تأخير قتل او ، چون او تعجيل كرد ترك مندوب كرد ( 8 ) ، براى اين گفت : * ( رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي ) * ، و اين جواب آن كس باشد كه گويد : قتل مقصود بود و عمد بود . * ( فَاغْفِرْ لِي ) * ، بيامرز مرا هم بر اين طريق ( 9 ) كه گفتيم من الاخبات و الانقطاع الى اللَّه تعالى و المفزع ( 10 ) اليه . * ( فَغَفَرَ لَه ) * ، خداى تعالى بيامرزيد او را ، و او غفور و رحيم است ، و آن حال كس ندانست جز كه مرد را مفقود يافتند ، و گفتند : مرد را كشته ديدند و ندانستند كه او را كه كشته است . * ( قالَ رَبِّ بِما أَنْعَمْتَ عَلَيَّ ) * ، گفت : بار خدايا ! به اين نعمت كه كردى بر من
--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها : تعدّى . ( 2 ) . همه نسخه بدلها بجز كا عبارت « بر دافع نباشد » را ندارد . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد . ( 4 ) . آط ، آج ، لب ، كا : يعنى عمل او عمل شيطان بود . ( 5 ) . آج ، لب ، آل و . ( 6 ) . سوره اعراف ( 7 ) آيهء 23 . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آط : كرده باشد . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها : و ترك مندوب كرده بود . ( 9 ) . آج ، لب ، آل : هم بر طريقى . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها : و الفزع .